تبليغاتX
ღ♥ღ مینو ღ♥ღ


ღ♥ღ مینو ღ♥ღ

تا نفس هست به یاد تو برایت نفسم

سپاسم معلم عشق را که داده هایش از سر نعمت و نداده هایش

از سر حکمت بوده است.همواره از پروزدگارم خواستارم که مرا زبانی دهد

که از قدردانی زحمات بیشمار زهرای عزیزم قاصر نباشد و توانی دهد که

ذره ی کوچکی از محبت هایش را پاسخگو باشم . ولی امروز شاکرم عظمتش

را که حکمت ندادن این موهبت را یافتم چرا که یافتم بزرگی تو فرشته

به قدری است که نباید با قدرت یک بار قدر دانی به فراموشی سپرده شود

بلکه باید تا همیشه وجودم را مدیون وجودت بدانم و به احترامت قلبم را

سنگفرش راهت کنم که وقتی بر ان قدم می گذاری شاید ذره ای تسلی بخش

روح مدیونم شوی وارامش نسبی را نصیبم سازی .

پس برای همیشه می گویم و فریاد میزنم :سرا پایت را غرق بوسه و ذره ذره

وجودم را تقدیمت میکنم .امیدوارم که بپذیری.

زهرا جونم عاشقتم .تولدت مبارک

نوشته شده در 88/07/22ساعت 18 توسط ღ♥ღ مینو ღ♥ღ| |

مثل درخت باش که در تهاجم پاییز هر چه را از دست می دهد روح زندگی را در خویش باقی می گذارد. پاییز مبارک باد
 
و باران سخت می بارد در یک شب سرد پاییزی.
 
این آغازی دیگر است و این منم، گمشده در مه،
 
 ستاره ای سرگردان در کهکشانی بی انتها،
 
 فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک.
 
من گم  شده ام، من در دنیای متروک تنهایی خود
 
 که تاریک ترین شب ها و ابری ترین روزها
 
را دارد و باد آواز غروب کوچه هایش را دلتنگ می نوازد گم شده ام.
 
 آری من گم شده ام...
 
 
نوشته شده در 88/07/10ساعت 14 توسط ღ♥ღtopfriendღ♥ღ | |

 

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن
 
رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول
 
دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم
 
کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می
 
دهد."
 
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش
 
گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
 
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان
 
جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت."
 
مجددا زن پاسخش منفی بود".
 
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت
 
های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه
 
روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
 
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم
 
که برای این خانوم کار می کنه".

سنگ ، ثروت و عشق

در زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد وبرای اینکه عکس العمل
 
مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان وندیمان ثرتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم
 
غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای
 
است و............

نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد وبا هر زحمتی که بود
 
تخته سنگ را از وسط جاده برداشت وان را کناری قرار داد ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته
 
سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل ان سکه های طلا ویک یاداشت پیدا کرد

پادشاه نوشته بود:هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد

نوشته شده در 88/05/23ساعت 18 توسط ღ♥ღtopfriendღ♥ღ | |

 

پسر و پدری داشتند در کوه قدم می­زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید:آآآِِِی­ی­ی

صدایی از دور دست شنید: آآآی­ی­ی

پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟

پاسخ شنید: کی هستی؟

پسر خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!

باز پاسخ شنید: ترسو!

پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!

صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!

پسرک باز بیشتر تعجب کرد. پدرش توضیح داد: مردم می­گویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عینا به تو جواب می­دهد.

اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می­آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتما به دست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد.

نوشته شده در 88/04/02ساعت 15 توسط ღ♥ღtopfriendღ♥ღ | |

.A- Accept : پذيرا باشيد: ديگران را همانگونه که هستندبپذيريد ، حتي اگر برايتان مشکل باشد که عقايد ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنيد

. B - Break away : خودتان را جدا سازيد: خود را از تمام چيزهاييکه مانع رسيدن شما به اهدافتان مي شود جدا سازيد


. C - Creat : خلق کنيد : خانواده اي از دوستان و آشنايانتان تشکيل دهيد و با آنها اميدها ، آرزوها، ناراحتي ها و شادي هايتان را شريک شويد


. D – Decide : تصميم بگيريد: تصميم بگيريد که در زندگي موفق باشيد . در آن صورت شادي راهش را به طرفشما پيدا مي کند و اتفاقات خوشايند و دلپذيري براي شما رخ خواهد داد


. E - Explore : کاوشگر باشيد : جستجو و آزمايش کنيد . دنيا چيزهاي زيادي براي ارائه کردن دارد و شما هم قادريد چيزهاي زيادي را ارائه دهيد. هر زمان که کار جديدي را آزمايش مي کنيد خودتان را بيشتر مي شناسيد


. F - Forgive : ببخشيد : ببخشيد و فراموش کنيد . کينه فقط بارتان را سنگين تر مي کند والهام بخش ناخوشايندي است. از بالا به موضوع نگاه کنيد و به خاطر داشته باشيد که هر کسي امکان دارد اشتباه کند


. G - Grow : رشد کنيد: عادات واحساسات نادرست خود را ترک کنيد تا نتوانند مانع و سد راه شما براي رسيدن به اهدافتان شوند


. H – Hope : اميدوار باشيد: به بهترين چيزها اميد داشتهباشيد و هرگز فراموش نکنيد که هر چيزي امکان پذير است ، البته اگر در کارهايتان پشتکار داشته باشيد و از خدا کمک بخواهيد


. I - Ignore : ناديده بگيريد: امواج منفي را ناديده بگيريد . روي اهدافتان تمرکز کنيد و موفقيتهاي گذشته را بخاطر بسپاريد . پيروزي هاي گذشته نشانه و رابطي براي موفقيت هاي آينده هستند


. J – Journey : سفر کنيد: به جاهاي جديد سر بزنيد و بافکر روشن ، امکانات جديد را آزمايش کنيد . سعي کنيد هر روز چيزهاي جديدي را بياموزيد ، بدين صورت رشد خواهيد کرد و احساس زنده بودن مي کنيد


. K – Know : بدانيد: بدانيد که هر مساله اي هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد درنهايت حل خواهد شد . همان طور که گرماي مطبوع و دلپذير بهار پس از سرماي طاقت فرساي زمستان مي آيد.


L – Love : دوست بداريد : اجازه دهيد که عشق به جاي نفرت ، قلبتان راپر کند. زماني که نفرت در قلب شما ساکن است هيچ فضاي خالي براي عشق وجود ندارد ، اما موقعي که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختي و شادي در وجودتان قرار دارد


. M – Manage : مدير باشيد: بر زمان مديريت داشته باشيد، تا استرس و نگراني کمتري شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث مي شود که روي موضوعات مهم بهتر تمرکز کنيد


. N - Notice : توجه کنيد: هرگزافراد فقير ، نااميد ، رنج کشيده و ضعيف را ناديده نگيريد و هر نوع کمکي را که قادريد به اين افراد ارائه دهيد از آنان دريغ نکنيد


. O -Open : باز کنيد: چشم هايتان را باز کنيد و به تمام زيباييهايي که در اطرافتان وجوددارد نگاه کنيد ، حتي در سخت ترين و بدترين شرايط ، چيزهاي زيادي براي سپاسگزاري وجود دارد


. P –Play : بازي و تفريح کنيد: فراموش نکنيد که درزندگيتان تفريح و سرگرمي داشته باشيد . بدانيد که موفقيت بدون شادي و لذت هاي مشروع ، مفهومي ندارد


. Q – Question : سوال کنيد: چيزهايي را که نميدانيد بپرسيد ، زيرا که شما براي ياد گرفتن به اين کره خاکي آمده ايد


. R – Relax : آرامش داشته باشيد: اجازه ندهيد که نگراني و استرس بر زندگي شماحاکم شود و به ياد داشته باشيد که همه چيز در نهايت درست خواهد شد.


S – Share : سهيم شويد: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائيهايتانرا با ديگران تقسيم کنيد ، زيرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمي گردد


. T – Try : تلاش کنيد: حتي زماني که روياهايتان غير ممکن به نظر مي رسندتلاشتان را بکنيد . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره مي شويد


. U – Use : استفاده کنيد : از استعدادها و توانايي ها يتان به عنوان بهترين هديه استفاده کنيد . استعدادهايي که تلف شوند ارزشي ندارند. استفاده صحيح از استعدادها و تواناييهايتان براي شما پاداش هاي غيرمنتظره اي به دنبال دارد


. V – Value : احترام بگذاريد: براي دوستان و اقوامي که شما را حمايتو تشويق کرده اند ، ارزش قايل شويد و هر کاري که از دستتان بر مي آيد براي آنها انجام دهيد


. X – X-Ray : اشعه ايکس: با دقت و شبيه اشعه ايکس به قلبهاي انسانهاي اطراف خود بنگريد در نتيجه شما زيبايي و خوبي را در قلب آنها خواهيد ديد


. Y – Yield : اجازه دهيد: اجازه دهيد که صداقت و درستکاري واردزندگيتان شود. اگر شما در راه درستي حرکت کنيد در انتها خوشبختي را خواهيد يافت


. Z – Zoom : تمرکز کنيد: زماني که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کردهاست ، به جاهاي شاد برويد . اجازه ندهيد که تلخي ها مانع رسيدن شما به اهدافتان شود. در عوض روي توانايي ها ، روياها و فردايي روشن تمرکز کنيد.

xg281syrt86hkcn9kfw.jpg

نوشته شده در 88/01/28ساعت 0 توسط ღ♥ღtopfriendღ♥ღ | |

 
جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود
یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی !
حرف های مافوق ،اثری نداشت ،سرباز به نجات دوستش رفت .
به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد ، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند .
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت ، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد وبا مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :
من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه ، دوستت مرده !
خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی !
سرباز در جواب گفت : قربان ارزشش را داشت .
- منظورت چیه که ارزشش را داشت !؟ می شه بگی ؟
سرباز جواب داد : بله قربان ، ارزشش را داشت ، چون زمانی که به او رسیدم
هنوز زنده بود ، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم !اون گفت : جیم .... من می دونستم که تو به کمک من میایی
نوشته شده در 88/01/09ساعت 15 توسط ღ♥ღtopfriendღ♥ღ | |

هیچ بارانی نمی بارد ؛ مگر صفا دهد؛ هیچ گلی جوانه نمی زند ؛ مگر هدیه شود

هیچ خاطره ای زنده نمی ماند ؛ مگر
شیرین باشد ؛ هیچ لبخندی نیست ؛ مگر شادی بیاورد

پس :

بگذار باران شوق بر زندگیت ببارد ؛ تا روحت را صفا دهد

گلهای عشق در دلت جوانه زند ؛ تا آنها را به دیگران هدیه کنی

خاطراتت قشنگ باشند ؛ تا همواره به یادشان بیاوری

لبخند بر لبانت نقش بندد ؛ تا شادی را
بیفشانی

و بهاری بیاید تا بدانی ؛ باز هم فرصت بودن هست.
                                                                                                                                                     
سال نو مبارک                                                                                                                                           

نوشته شده در 87/12/30ساعت 0 توسط ღ♥ღ مینو ღ♥ღ| |


Design By : Night Skin