به من مي گفت: آنقدردوستت دارم كه اگر بگويي بمير مي ميرم... باورم نمي شد... فقط يك امتحان ساده بود، به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي به سرمي برم... كاش امتحانش نمي كردم!.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 19:24 توسط topfriend |
سلام به همگی دوستان و عزیزان و مخصوصا مدیر این وب که اجازه فرمودند بنده هم به نحو خودم مطالب رو برای شما بنویسم
اینم اولین پست من تقدیم به همتون
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 9:25 توسط مجید |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 15:33 توسط topfriend |
در سکوت غربت شبهای عشق می نشينم من بر دنيای عشق می کنم هر لحظه رويت را نگاه تا که از خاطر نری با يک نگاه ای امير روزهای شيرين من ای طلوع صبح فرداهای من باز با من بيا در شهر عشق تا که با تو سر کنم رويای عشق من که با تو گشته ام افسانه ای ترک عشقت را نگو ديوانه ای 
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 9:16 توسط topfriend |
براي تو مينويسم ... از عمق احساسم. مينويسم تا شايد بداني كه طپش قلبم در سينه ... به خاطر توست. براي تو مينويسم كه بداني تو بودي آن يگانه عشقي كه در لا به لاي خرابه هاي قلبم لانه گزيد وازآنها گلستاني جاودانه ساخت. براي تو مينويسم تا بداني دوري ات براي من ... مثل دوري ماهي از آب است و دوري كبوتر از آسمان . براي تو مينويسم اينك...از عمق وجودم...با فريادي خاموش كه در لابه لاي هياهوي عشقت گم شده است. براي تو مينويسم اينك تا بداني ... دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 8:46 توسط topfriend |
دوست داشتن همیشه گفتن نیست
گاهی سکوت است وگاهی نگـاه
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 7:9 توسط topfriend |
روزي كه تورا شناختم با خود گفتم كه يگانه ي خويش را يافتي پس ديوانه وار عاشقش باش اورا چون پروردگارت بپرست عزيز بدارش و تا سرحد مرگ عاشقش باش
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 19:0 توسط topfriend |
تا حالا به كفشهاتون با دقت نگاه كرديد؟ دو عاشق، دو همراه كه بدون هم مي ميرن. با هم خاكي مي شن، با هم مي رن زير بارون و خيس ميشن، هيچ وقت تو بدترين شرايط همديگه رو رها نمي كنن. حتي با هم كهنه و فرسوده ميشن و با هم دور انداخته ميشن. كاش مي شد وفاداري رو از كفشهامون ياد مي گرفتيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 21:24 توسط topfriend |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 9:4 توسط topfriend |
سلام٬
آمدی چه زيبا
گفتم دوستت دارم چه عاشقانه
پذيرفتی چه فريبانه
آغوشم برايت باز شد چه ابلهانه
با تو خوش بودم چه کودکانه
همه چيزم شدی چه زود
به خاطر يک کلمه ما را ترک کردی چه ناجوانمردانه
نيازمندت شدم چه حقيرانه
واژه ی خداحافظی به ميان آمد چه بی رحمانه
و من سوختم چه بچه گانه
ولی هنوز دوستت دارم ای غريبه!
تقدیم به توکه 
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 19:8 توسط topfriend |
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 19:7 توسط topfriend |
من و تو
کاش می ماندی وباور می کردی که دوستت دارم. کاش باورمی کردی که بی تو می میرم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:31 توسط topfriend |
One Two..I Love You
..Three Four..Love Me More
..Five Six..Give Me Kiss
..Seven Eight..Dont Be Late
..Nine Ten..Hug Me Then
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:59 توسط topfriend |
می دونی چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زیادت به ماه.... با این تفاوت که ماه سه حرف داره ولی تو حرف نداری
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:37 توسط topfriend |
اگه امشب خوابت نمي بره ستاره ها را بشمار اگه كم اومد قطره هاي بارون رو بشمار اگه بند اومد به عشق من فكر كن چون نه كم مي ياد نه بند مي ياد
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:33 توسط topfriend |
کاش کسی حسرت دیدار نداشت
کاش کسی به دل غم یار نداشت کاش وقتی از وصال یار سخن گفتیم کسی به چشم خود قطره ی اشکی نداشت کاش جاده وراهی هرگز نمی دیدیم تا یار سفر کرده حسرت برگشت نداشت
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:24 توسط topfriend |
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:20 توسط topfriend |
یاران به خدا بی وفایی نکنید با عاشق سوخته دل جدایی نکنید یا اینکه وفا کنید تا آخر عمر یا اینکه از اول آشنایی نکنید
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:16 توسط topfriend |
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود با غرور هم قد و بالای بام آسمانی بارها در خود شکستن کار آسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بار غم شکست بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:13 توسط topfriend |
یه موقعی فکر نکنی دلم برات تنگ نمی شه فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه اگه بری شبا چشمام یه لحظه هم خواب ندارن آسمونای آرزو یه جرعه مهتاب ندارن راستی دلت می یاد بدون من بری سفر؟ بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:11 توسط topfriend |
تولدت مبارک
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:9 توسط topfriend |
اگر تورو خواستن اشتباه اگر باتو بودن اشتباه اگر عاشق تو بودن اشتباه اگر واسه تو بودن اشتباه اگرواسه تو مردن اشتباه،پس تو بهترین وقشنگترین اشتباه زندگی من هستی.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:4 توسط topfriend |
درسرای این جهان جای دگر داردحسین صدهزاران عاشق خونین جگر داردحسین
شاه خوبان است این سر فصل تاریخ بشر عالمی را زیر پرزین رهگذر دارد حسین
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 22:22 توسط topfriend |