+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 17:47 توسط topfriend |
عشق یعنی :
پرستش بی چشم داشت نیایش بی خواهش ستایش بی صدا رفاقت بی جفا صداقت بی ریا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:59 توسط |
طنین صدایت پژواک چراغ های رابطه است.با دلی که در بیداد گاه زمان هنوز هم مهر را تجربه میکندبه یادت دارم نه برای امروز و نه برای فردا برای تمامی روز هایی که با تو اما بی تو گذشته.خاموشی مرا منگر.......گرمای دوستی هنوز هم در اجاق دل پر از حرارت است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:37 توسط |
انقدر در گفتن یک حرف حاشیه رفتم و به جای نوشتن یک کلمه در گوشه ی دفتر خاطرات شعر های حاشیه ای نوشتم تا عاقبت در حاشیه چشمانت افتادم حالا که حاشیه نویسی را تجربه میکنم بگذار فقط یک جمله ی حاشیه ای دیگر بگویم ....... دوستت دارم بی حاشیه تا ابد
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 23:8 توسط |
کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتیست ......... شاید دیگر چشم براهم نمیگذاشتی
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 22:50 توسط |
هر وقت از صمیم دلم می سرایمت حتی سکوت من غزلی ناب می شود
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 22:42 توسط |
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 21:35 توسط topfriend |
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد مي شي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي . اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي اُفتي بر مي گرده و با عجله مياد سمتت بدون براش عزيزي . اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون واسش قشنگي . اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني بر مي گرده و مياد باهات اشك مي ريزه بدون دوست داره . اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزنی ترکت مي كنه بدون عاشِقته . اگه يكي رو ديدي كه وقتي داری ترکش مي كني برات فقط سكوت مي كنه بدون ديوونته . اگه يكي رو ديدي كه از نبودنت داغون شده بدون براش همه چي بودي . اگه يكي رو ديدي كه يه روز از بي تو بودن مي ناله بدون، بدون تومي ميره . اگه يكي رو ديدي كه بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده بدون، بدون تو مرده . اگه يكي رو ديدي كه يه گوشه اُفتاده ويه پارچه سفيد كشيدن روش بدون واسه خاطره تو بوده . اما اگه يه روز ديد يش كه سر بالا جوابتوميده يا روشو بر ميگردونه و نه يا حتي جواب سلام تو رو نميده بدون كه اصلا دوستت نداره .
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 14:12 توسط topfriend |
د لي دارم پر از درد و پر از غم نمي دانم غم دل كي شود كم شكايت مي كنم از غم چو مجنون دلي دارم پر از درد و پر از خون غم عشقي كه بيچاره كند دل دل ما همچو كِشتي مانده در گِل بهاري بودم و خوشحال و خندان ولي افسوس غم اُفتاد بر جان شب و روزم گذ شته از حكايت دگر چيزي نمانده جز شكايت همه از درد و غم نالان و بي هوش وجود من زغم گشته فراموش كلام آخرم اي دوست اين است كه تا غم هست دنيايم چنين است
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 13:51 توسط topfriend |
یاد ان روز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 16:4 توسط |
گر خطایم این است که تو را دارم دوست بعد از این بیش تر از پیش خطا خواهم کرد
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 13:1 توسط |