وقتی بود نمیدیدم وقتی می خواند نمیشنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نمیخواند
وانگاه.... عمری سوختن از غم نبودن کسی که تا
بود "از غم نبودن تو می سوخت"
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 11:21 توسط |

غریبانه شکستم من اینجا تک وتنها
دل خسته ترینم در این گوشه ی دنیا
ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من
روزی تو آیی که نمانده اثر از من
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 18:6 توسط topfriend |
تن سردم به خاک تیره مسپار
در آغوشم بکش تا جان بگیرم زبان عشق را از حالت چشم تو می خوانم نباشد بیش از این گویا غزلهایی که من دارم بیا که محرم رازم تو باشی طبیب درد و دمسازم تو باشی مدارا می کنم امروز وفردا چو میخواهم گل نازم توباشی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 17:58 توسط topfriend |
در سکوتی که در چشمانت نهفته بود شروع عشق را دیدم که اینگونه اسیرت شدم اما چه شد..... که امروز سکوت چشمانت در حسرت چشمانی دیگر پراز فریاد بود
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 14:43 توسط |
در زمانی که وفا قصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نایابی است ودر ایینه چشمان شقایق ها نیز عابر ظالم و بی عاطفه غم جاریست به چه کس باید گفت"با تو خوشبخت ترین انسانم"
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 14:29 توسط |
دزدانه نظر کردی و غافل که من از شرم
چشم از تو فرو بستم و دل سوی تو کردم
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 22:22 توسط topfriend |
عشق با روح فرشته زیباست
عشق باحسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق با زهر حقایق زیباست
عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 22:44 توسط topfriend |
پرسیدم این همه گفتند معجزه٫کو معجزه؟ندا رسید دلم یافت کن در وجودت چیزی به غیر از معجزه!اعضای تمام وجودت مگر معجزه نیست؟یاقوت عشق در صندوق محبت دلت مگر معجزه نیست؟پیدایش عالم دوستی مگر معجزه نیست؟رودخانه ی پر اب صمیمیت مگر معجزه نیست؟ معجزه نیست؟ گفتم پس چرا در دل من چیزی نیست که ان را به عنوان معجزه داشته باشم ؟ندا امد مگر عاشق نیستی؟گفتم چرا!گفت پس باید صندوق محبت را باز کنی که کلیدش یک بوسه است....
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 21:15 توسط topfriend |
با تمام بی کسی هایم کسی دارم هنوز چشم مشتاق و دل دلواپسی دارم هنوز
خنده را از من گرفتند دل قرارم را ربود
با تمام این حرفها دوستت دارم هنوز
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 20:59 توسط topfriend |
آنچه را كه دوست داري بدست بياور وگرنه مجبور مي شوي آنچه را كه بدست مي آوري دوست داشته باشي.
بد بختی همیشه از دری وارد می شود که برایش باز گذاشته اند
انسانها سخنانت واعمالت را فراموش مي كنند اما آنها هيچ گاه فراموش نمي كنند كه چه احساسي را برايشان به وجود آوردي
بالاترين لذت در زندگي اين است كه علي رغم مشكلات خودت سعي كني ديگران راشاد كني
روزها و ساعتها و دقيقها و ثانيها و عمر ما ميگذرد و ما هنوز حيرانيم که ديروز چه شد و فردا چه خواهد شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
یکبار بیشتر زندگی نمی کنید اما اگر همین یک بار به درستی زندگی کنید کافی است
چنان زندگی کن که کسانی که تو را میشناسند اما خدا را نمیشناسند به واسطه آشنایی با تو با خدا آشنا شوند
شاد نخواهید شد مگر جست و جویش کنید
فردا بزرگترین ابزار برای تحمل امروز است
روز را خورشید می سازد روزگارش را ما
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 21:3 توسط topfriend |