نمي نويسم ..... چون مي
دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم
را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني!
صدايت نمي زنم .....
زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو
در هر صورت مي گويي من
ديوانه ام من پذیرفتم که عشق
افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با
فراموشی هم آغوشت کنم می
روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو
دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد
را... ميروي و من فقط نگاهت
ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي
تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را
داشته باشم ...


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 22:0 توسط topfriend |

+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 20:35 توسط topfriend |
در دادگاه عشق ...
قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان.قاضي نامم
را بلند خواند
و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ. كنار
چوبه ي دار از
من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت
دارم عاشقت خواهم
ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه
بگويم . درد دل
خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد .............. بي هيچ
سخني . در
آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي
هيچ حرارتي
. اين گونه شايد احساسم نميرد من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی
دارم! بوسه بر عکست زنم ترسم
که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر
مويت زنم ترسم که تارش
بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است نور دلیل تاریکی بود و
سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی دوست آن نيست كه هر لحظه
كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به يادت باشد خیلی دوست دارم
لیلی عزیزم 
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:48 توسط topfriend |
بجای دسته گلی که
فردا در قبرم نثارم می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی
امروز با تبسمی شادم کن به جای متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز
با یک پیغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نیاز دارم نه فردا. 
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 22:46 توسط topfriend |