می
داني اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک
روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان
کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و
وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟
ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادند ......

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:40 توسط topfriend |
یکی بود یکی نبود زیر این سقف کبود یک غریبه آشنا دل و جونمو ربود این جوری نگام نکن گل یاس مهربون اون غریبه خودتی همیشه باهام بمون 
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 14:53 توسط topfriend |
همه می گن تو منو دوست نداری همشون پشت سر تو بد می گن نمی دونن تو از آسمون میای خودشون اهل یه دنیای دیگن همه می گن اسمشه تو بامنی توی قلب تو یکم جا ندارم روی اسم تو باید خط بکشم برم و چشماتو تنها بزارم نمی دونن تو بهونه منی نمی دونن تو بهونه منی نمی دونن تو از آسمون میای نمی دونن که تو دل نمی شکنی تو رو با خیلی ها دیدن همشون همه می گن بی وفایی می کنی به منم می گن داری محبتو از چشای اون گدایی میکنی اونا از چشای تو بی خبرن نمیدونن که نگات نفس داره اونا غافلن که چشم روشنت توی نوره ماهِ نقره دست داره همه می خوان که ازت دست بکشم همشون بهم می گن دیوونه ای نمی دونن تو بهونه منی معنیه شعرای عاشقونه ای نمی دونن تو بهونه منی نمی دونن تو بهونه منی نمی دونن تو از آسمون میای نمی دونن که تو دل نمی شکنی 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 21:33 توسط topfriend |
هر کی اومد تو زندگیم می بردمش تا آسمون امروز میشد رفیق راه فردا واسم بلای جون نمیشه قلب عاشقو به دست هرکسی سپرد نمی دونم بد میاورد یا چوب سادگیشو خورد هرچی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبود هرچی که بود پای خودم تو قصه هام کسی نبود هیچ کسی عاشقم نشد هیچ کسی سراغم نیومد جواب کار خودمه هر چی بلا سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبود هرچی که بود به پای من فقط تو بعد از این نیا میون لحظه های من رفاقتت مال خودت منت نذار رو سرمن این قصه ها تمام شده دیگه نیا دورورم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:34 توسط topfriend |
آسمون منو تو يه
مدته سياه شده گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي
دنج اومده باز توي قلب من وتو خدا شده اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت
حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم تقصير
كيه نمي دونم ولي رها شده ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم چرا حرف هامون مث تموم
آدما شده گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو
چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم ما چه تقصيري داري
بيا با من دلم تنها ترين است/ نگاهت در دلم شور آفرين است/ مرا مستي دهد جام
لبانت/ شراب بوسه ات گيرا ترين است/ ز يك ديدار پي بردي به حالم/ عجب درمن نگاهت
نكته بين است/ سخن از عشق ومستي گوي با من/ سخن هايت برايم دلنشين است/ مرا در شعله
ي عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداريها همين است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون
كويي آيينه بين است/ به من لطف گل مهتاب دادي/ تنت با عطر گلها همنشين است/ دوست را
هم تو باش آغاز وپايان/ كه عشق اولي وآخرينست اي كاش كودك
بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته
دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك
بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 1:33 توسط topfriend |
عشق من
بمون دلواپسم
نذار بی تو نمی گذره
این روزو روزگار عشق من
بمون باز با من
بخون این ترانه ی
پاک و مهربون من با تو
دلخوشم وقتی
کنارمی وقتی تو یارمی دارو
ندارمی عشق من
بمون دلواپسم
نذار بی تو نمی گذره
این روزو روزگار عشق من
بمون می دونم نیستی
سر پیمونت می دونم عشقم
شده زندونت عشق من
بمون دلواپسم
نذار بی تو نمی گذره
این روزو روزگار عشق من
بمون
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:42 توسط topfriend |
پس از مرگم تو ای زیبا نگارم بیا با جمع خوبان در مزارم سر سنگم تنها گذر کن که من در زیر خاک چشم انتظارم
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 22:6 توسط topfriend |
مادرم
شبنم گلبرگ حیات
مادرم وسعت دریای گذشت مادرم آیینه ی حجب و
حیا مادرم سنگ صبور دل ما مادرم شهر امیدست و
هنر مادرم باغ خزان دیده
دهر مادرم موی سپید کرده ز
حزن مادرم کوه وقار است و
کمال
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 22:20 توسط topfriend |
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 22:1 توسط topfriend |
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي
عشق آن است كه به يادش باشي 
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 21:43 توسط topfriend |
۱۰۰۰بار۹۰۰ جمله ی عاشقانه
را ۸۰۰نفر در
۷۰۰ جای مختلف مطرح کردند۶۰۰ نفر آن را بر ۵۰۰ زبان در
۴۰۰ کتاب در ۳۰۰ برگ ترجمه کردند ۲۰۰ نفر آن را پسندیدند۱۰۰ بار برای توروزی ۹۰ بار۸۰ دفعه تکرار کردم ۷۰ روز تکرارش کردی ۶۰ دفعه
۵۰ بهانه ی تو را۴۰ بار با خود گفتم بیش از ۳۰ بار جمله هایم را تکرار کردی ۲۰ مرتبه نوشتی ۱۰ مرتبه آموختی از تو ۹ سوال کردم در ۸ دفعه به ۷ سوال من ۵ جواب دادی ۴ بار
تو را به ۳ صحبت
عاشقانه دعوت کردم۲
ساعت از تو خواهش کردم تا ۱
بار گفتی دوستت
دارم
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 23:10 توسط topfriend |