اگر من خورشيد بودم روزهايت را روشن مي کردم و به هر طريقي عشق را تقديمت مي کردم
من ستارگانم را به تو نشان می دادم و به توجايگاهت را در قلبم نشان مي دادم اگر باران بودم بارش عشق را بر روي تو مي ريزم و تنها عشقم تو خواهي بود اگر آسمان بودم هميشه روشن مي ماندم و هنگامي که تو با من هستي ابرهاي زندگي مرا کنار می زنی اگر من يک مسير بودم مسير قلبم را به تو نشان مي دادم و اين جايي است که بايد براي هميشه بمونی
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 21:35 توسط topfriend |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 12:32 توسط topfriend |
عید مبعث مبارک
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 16:5 توسط topfriend |
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 16:22 توسط topfriend |
میدونی فرق تو با عشق و زندگی و گل چیه؟ عشق یه کلمه است اما تو معنی اونی زندگی اجباره اما تو دلیل اونی و گل یه گیاهه اما تو عطر دلنشین اونی
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 17:15 توسط topfriend |
وقتی که خاکم می کنن بهش بگین پیشم نیاد بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد یه جور بگین که آخرش از حرفاتون هل نکنه طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید هرچی که خاطره دارم برید واز بیخ بکنید نزارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه نمی خوام هیچوقت تنمو توی گورم بلرزونه برو آتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره بزار واسه همیشه قلب من چال بشه و من کلی خاطره برو نمی خوام ببینی خونه ی من خالی شده همدم من به جای تو ریگ های پوشالی شده اونکه می گفت می مرد برات دیدی راس راسی مرد رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیومدی بگین هنوز دوست داره با اینکه قیدشو زدی نشونی قبر من و بهش ندین خوب می دونم میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه می خوام رو سنگ قبرم این باشه می خوام رو سنگ قبرم این باشه طلوعی که خیلی غم انگیز بود قشنگ ترین خاطره ی عمرم غروبی که خیلی دل انگیز شد رو سنگ قبرم بنویس روزی اومد با امید و اخر داغی که موندش رو دل مادر

ولی حالا بدرقه ی راهشه
داغی که موندش رو دل مادر.


+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 23:46 توسط topfriend |
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 17:14 توسط topfriend |
اگر افتاب بودم گیسوانت را در سر انگشت گرما ی خویش جای می دادم اگر ابر بودم می باریدم و تمامی قطراتم را بر گلبرگهایت جای میدادم اگر باد بودم می وزیدم وتو را در خلوتی پاک جای می دادم اگراسمان بودم تو را چون ماه در قلب خوی جای می دادم اما حال عاشقی پاکباخته ام و اگر مجال یابم دل خویش را در ان قفس که تو با اولین نگاهت ساختی جای خواهم داد ![]()

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 17:7 توسط |